مردمواري،يعني داشتن مقياس انساني به عبارت ديگر رعايت تناسب ميان اندام هاي ساختماني با اندام هاي انسان و توجه به نيازهاي او

در كار ساختمان سازي است ، و آن را مي توان در عناصر مختلف معماري ايران مشاهده كرد . به طور مثال اگر سه دري را كه هما ن اتاق

خواب است ، در نظر بگيريم ، اندازة آن بر حسب نيازهاي مختلف يك زن و مرد ، بچه يا بچ ه هاي آنها ، لوازم مورد نياز و … در نظر گرفته

شده است .

به طوري كه عملكرد اتاق و طرز قرارگيري عناصري چون درها ، روزنه ها و … نيز بر همين اساس و به دقت انتخاب شده است . جهت

قراردادن وسايل مثل تشك ، لحاف و … پستويي مي ساخته و براي وسايل ضروري نيز طاقچه هايي تعبيه مي شده است . در ديگر عناصر

نيز اين تلفيق ، منطق و زيبايي مشاهده مي شود . به طور مثال براي جلوگيري از گزند گرماي زياد ايران ، ديوار را دو پوسته مي ساختند و

يا نور را از سقف م يگرفتند و دهها مثال ديگر .

پرهيزازبيهودگي،بر اين تأكيد فراواني شده است ، زيرا كار بيهوده علاوه بر سرمايه . به وقت و حتي به چشم (از ديدگاه معماري )

لطمه مي زند ، و در واقع هنرمندان ما در هر زماني ، متوجه اين مورد بوده اند و از آن پرهيز كرد هاند . نصب مجسم هها كه در اغلب بناهاي

سرزمينهاي ديگر معمول است ، در معماري ايراني وجود ندارد . زيرا مورد استفاده اي براي آن نيست .

نيارش،اصطلاحي است در معماري و به كليه كارهايي اطلاق مي شود كه براي ايستايي و پايداري بنا انجام م ي گيرد . به عبارت ديگر ،

نيارش مجموع هاي است از امور محاسباتي و استاتيكي به انضمام مصال حشناسي و انتخاب و استفاده از مناسبترين و كمترين مصالح .

در گذشته بيشتر تكيه معماران بر مهندسي بوده است و به نظر آنان هنگامي بنا زيبا بوده كه از لحاظ ايستايي نيز نمايانگر ايستا بودن خود

باشد . از م قياسي به نام پيمون در نيارش استفاده مي شده است . پيمون يكي از ضوابطي بود كه براي تعيين تناسب بين اجزاي بنا رعايت

مي شد . به عنوان مثال قطر ديوار يك اتاق

5

2

اندازة دهانه محاسبه مي شد . به اين ترتيب يك معمار بزرگ در ساخت يك بناي عالي و

يك معمار گمنام در ساخت يك بناي عادي از يك اندازه و مقياس استفاده مي كردند . پيمون بدين صورت در معماري تنوع ايجاد كرده ، و

به همين دليل در هيچكدام از بناها اثري از تقليد مطلق مشاهده نمي شود هر بنا شامل دنيايي از نكات مخصوص خود است .

با استفاده از نيارش و پيم ون ، سه مرحلة مهم طرح ، محاسبه و اجرا به بهترين نحو انجام مي يافت . به طوري كه در طرح زيبا ، محاسبات

صحيح و اجرا نيز ساده مي شد .

خودبسندگي،بنا به عبارتي ، خودكفايي است و به مفهوم استفادة حداكثر از امكانات موجود و در دسترس و مصالح بو م آورد است بدين

معني كه سازندگان سعي كرده اند مصالح مورد نياز را از نزديكترين مكان و با ارزانترين بها به دست آورند ، بدين ترتيب كار با سرعت

بيشتر انجام شده و مصالح با طبيعت اطراف خود هماهنگي بيشتري داشته است . همين طور بناهايي كه در طول زمان بايد ترميم

مي شدند، با دسترسي داشتن به مصالح اصلي در محل ، امكان تعمير آن در تمامي دوره ها ميسر بوده است .

اينجايي) باشد. ) « ايدري » يا « بوم آورد » معماران ايراني بر اين باور بودند كه ساختمايه بايد

يكي از نكات مهم در معماري ايران اين است كه اساساً يكي از انگيزه هاي بنيادي در ساخت آسمانه خميده تاقي و گنبدي و بهره گيري

گسترده از آنها ،اين بوده كه چوب مناسب براي ساختمان سازي در همه جا يافت نمي شده است. ولي فرآوردن خشت و آجر ساده بود.

درونگرايي،از اصول ديگر معماري ايراني است . در ساخت يك بنا و نحوة ارتباط آن با فضاي خارج در كل مي توانيم دو حالت داشته

باشيم . در حالت اول ، بنا به صورتي است كه از داخل آن بتوان مستقيماً با فضاي بيرون ارتباط برقرار كرد ، مثل آنچه در اكثر خانه ها در

ناميده م يشود . حتي اگر دورتادور اين بنا را نيز « كوشك » غرب يا شرق آسيا مثل ژاپن و … ساخته م يشده است . اين نوع بناها در ايران

مصطلح است . در شرق و غرب كشور ايران مثل كشورهاي اندونزي و هند بناهاي مسكوني « برون گرا » حياط فراگرفته باشد ، , باز به بناي

به اين صورت ساخته شده است . در خود ايران نيز در كردستان و لرستان خانه هاي برونگرا ، كه شامل چند اتاق و احتمالاً ايوانهايي است ،

ساخته م يشود .

اما به دليل وضع جغرافيايي خاص بسياري از مناطق ايران ، يعني خشكي ، بادهاي مختلف ، شنهاي روان و … امكان ساخت بناهاي

برونگرا نبوده است .

معمار بوسيلة درونگرايي و قرار دادن اندامهاي معماري و ساخت ديوارهاي خارجي ، ارتباط مستقيم بنا را با فضاي خا رج در درون خود با

عنصري به نام حياط ميسر مي كند . در داخل اين فضا در طول تاريخ معماري ايران ، معماران ، بهشتي را در دل خشكي ساخته اند . فضاي

درونگرا مثل آغوش گرم بسته است و از هر سو توجه به فضاي داخلي معطوف است .

اصولاً در شكل گيري فضاهاي مختلف و بخصوص فضا هاي مسكوني ، مسائل اعتقادي و خاص ايرانيان تأثيرگذار بوده است . يكي از آن

خصوصيات ، احترام به زندگي خصوصي و حرمت قائل شدن براي آن است . ديگر عزت نفس ايرانيان است كه اين مورد نيز به نحوي در

شلك فضاهاي يك خانه درونگرا تأثيرگذار بوده است .