اقوام ایران

ــ قوم آذری:

این گروه، که پس از فارس‌ها، بزرگ‌ترین قوم در ترکیب ملّی ایران است، عمدتاً در بخش شمال غربی ایران، در استان‌های آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل، زنجان و قزوین استقرار دارد و ادامۀ آن به استان همدان و غرب گیلان گسترش یافته است. علاوه بر این، در شهرهای تهران، قم و اراک نیز به صورت ادغام اجتماعی جمعیت بسیاری را شامل می‌شود. آذری‌ها موقعیت اجتماعی بالایی در میان ملّت ایران دارند و نخبگان سیاسی، فکری، مذهبی، علمی و فرهنگی آنها از جایگاه اجتماعی شاخصی در سطوح ملّی و محلی برخوردارند

ـ قوم کرد:

کردها، پس از فارس‌ها و آذری‌ها، سومین گروه از ملّت ایران به‌شمار می‌آیند. عقیدۀ عمومی این است که کردها از اقوام ایرانی و نژاد هندواروپایی هستند که از حدود چهارهزار سال پیش در منطقۀ کردستان استقرار یافته‌اند. این قوم دسته‌ای از قوم آریایی هستند که ابتدا در اطراف دریاچۀ وان، منطقۀ قفقاز و رود دجله پراکنده بودند و به‌تدریج که انسجام قومی و فضایی پیدا کردند، در منطقۀ کردستان کنونی مستقر شدند.

این قوم درحال‌حاضر در غرب کشور در استان‌های کردستان، جنوب آذربایجان غربی و بخش‌هایی از استان‌های کرمانشاهان و ایلام مستقر هستند. این ناحیه بخشی از منطقۀ کردنشین، مشتمل بر نواحی شمالی عراق، جنوب شرقی ترکیه و شمال شرقی سوریه است. دستجاتی از این قوم در شمال خراسان و گروهی نیز در کشور ارمنستان به صورت اقلیت قومی به‌سر می‌برند.

زبان کردی در قالب لهجه‌های خاصی چون «کرمانجی»، «سورانی»، «زرزا»، «گورانی» و «کلهر»، از حیث ساختار و ریشه، از شاخه‌های ایرانی زبان‌های هندواروپایی است که در عین داشتن زیرساخت مشترک با زبان‌های ایرانی، نظیر بلوچی، پشتو و فارسی، گونۀ خاصی از زبان است که اقوام و گروه‌های کرد را به هم پیوند می‌دهد و از عوامل یکپارچگی و تجانس این قوم به شمار می‌آید.

از حیث مذهبی، کردها به دو گروه سنّی شافعی و شیعه تقسیم می‌شوند. برخلاف کردهای کردستان، که اغلب اهل سنّت و شافعی‌مذهب‌اند، کردهای منطقۀ کرمانشاهان و ایلام عمدتاً شیعه‌اند.

ـ قوم عرب:

عرب‌های ایران در بخش مرکزی و جنوب غربی استان خوزستان استقرار دارند. خوزستان به لحاظ توپوگرافی (ترسیم مکانی اعم از پستی و بلندی‌ها بر روی نقشه‌های جغرافیایی) و ساختار قومی و فرهنگی به دو بخش خوزستان مرتفع و خوزستان کم‌ارتفاع تقسیم می‌شود

مردم این منطقه عمدتاً شیعه‌مذهب‌اند و همچون آذری‌ها، با بخش مرکزی ایران همگونی دارند. قلمرو ناحیۀ عرب‌نشین شیعه‌مذهب به مناطق جنوبی عراق نیز گسترش پیدا می‌کند.

ـ قوم بلوچ:

قوم بلوچ در ناحیه‌ای جغرافیایی مشتمل بر جنوب شرقی ایران، جنوب غربی افغانستان و شرق پاکستان مستقر است. بلوچستان ایران، منطقه‌ای از کشور است که با ایالت بلوچستان در جمهوری فدرال پاکستان و ناحیۀ بلوچ‌نشین افغانستان پیوند فضایی و جغرافیایی دارد. سرزمین بلوچستان با مساحتی حدود ۱۷۵۰۰۰ کیلومتر مربع در جنوب شرقی ایران واقع است. برای بیان ملموس‌‌تر وسعت بلوچستان، باید گفت که فاصلۀ شهر زاهدان، در شمال آن، تا چابهار، در جنوب آن، ۷۰۵ کیلومتر و عرض آن از کوهک تا افق‌های شرقی جازموریان ۵۹۰ کیلومتر است.

ـ قوم ترکمن:

ترکمن‌ها در قلمروهای متعددی پراکنده‌اند. آنها غیر از کشور ترکمنستان، که زیستگاه اصلی‌شان به شمار می‌آید، در کشورهای ایران، چین، افغانستان، ترکیه و عراق ساکن‌اند.

ترکمن‌های ایران در استان گلستان، در سرزمینی واقع بین دو رود اترک و قره‌سو، و در استان خراسان شمالی، در بخش‌های قوچان، بجنورد، و سرخس زندگی می‌کنند. قلمرو فضایی قوم ترکمن از این منطقه واقع در شرق دریای مازندران آغاز می‌شود و به سمت آسیای مرکزی گسترش و امتداد پیدا می‌کند. اکثر ترکمن‌های ایران در استان گلستان، یعنی شهرهای گنبد، بندرترکمن، و مراوه‌تپه ساکن‌اند.

ـ قوم لر:

لُر نام قومی ایرانی است که‌ در غرب و جنوب غربی کشور ایران زندگی می‌کنند. این قوم دارای تقسیم‌بندی‌های زیادی است که در مهم‌ترین و کلی‌ترین تقسیم‌بندی به دو شاخۀ لر بزرگ و لر کوچک تقسیم می‌شود. لر بزرگ بیشتر در استان کهگیلویه و بویراحمد و فارس، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، قسمتی از اصفهان، قسمتی از خوزستان، و قسمت کوچکی از لرستان زندگی می‌کنند، اما لر کوچک در لرستان و پشت‌کوه (ایلام)، بخشی از جنوب کرمانشاه و نیز استان همدان و شهرستان اندیمشک استان خوزستان مستقرند.

لرستان کوچک به دو منطقۀ پیشکوه (استان لرستان) امروزی و پشت‌کوه (استان ایلام) امروزی تقسیم می‌شود. لر بزرگ به دو شاخۀ «بختیاری و لرهای کهگیلویه و بویراحمد» یا به‌طور کلی لرهای «سربند» و «لرستان جنوبی» یا لرهای «زیربند» تقسیم می‌شود. لر بزرگ که بخش عمدۀ قوم لر هستند تقسیم‌بندی‌های گوناگونی دارند، ولی مهم‌ترین و کلی‌ترین تقسیم‌بندی این قوم به نام ایل‌های آن است؛ از جمله ایل‌های بختیاری، بویراحمد، ممسنی، طیبی، چرام و لیراوی.

زبان این قوم لری است. زبان لری مانند فارسی از شاخۀ زبان‌های ایرانی جنوب غربی است و از نزدیک‌ترین زبان‌ها به فارسی به شمار می‌آید. برخلاف کردها، ترک‌ها، عرب‌ها و بلوچ‌ها، قوم لر کاملاً با دولت مرکزی تجانس مذهبی، زبانی و فرهنگی دارد.


*مالزی

اقوام مالزیایی مثل همسایگان خود از نژاد زرد هستند. آب وهوای مالزی شرجی و مرطوب وبرای

ما ایرانیان بسیار سخت و آزار دهنده است.

اما روحیه مردم مالزی نمونه بارز روحیه سخت کوش و مقلد مثبت در آسیای دور است ( امسال

مالزی با پارسالش کاملا از لحاظ صنعت و پیشرفت فرق کرده است.)

این کشور از لحاظ توجه به مدرنیته و پیوند با آن بسیار موفق بوده است. مردم هم فرائض دینی را

انجام می دهند و هم صنعت و دموکراسی غربی را بومی کرده اند. دانشگاهها را ارتقا بخشیده اند.

سیستم آموزش در این کشور انگلیسی است.

مردم به تحلیل سیاسی و تحقیق علاقه زیاد نشان می دهند.

دولت کوچک است و توانسته است نخبه ها را جمع کند.( افرادی مثل ماها تیر محمد )

سیستم حکومتی مالزی پادشاهی است اما با همه پادشاهیهای دنیا فرق می کند. نه شاه دارد که

در هر چند سال با رای گیری یکی از آنها را انتخاب کنند ، اما قدرت نخست وزیر بیشتر است.

( چند پادشاه می توانند در یک اقلیم بگنجند )

سطح حقوق افراد کارمند ، کارگر و... نسبت به ایران بسیار بالاتر است.

بخش خصوصی بسیار بزرگ و توانمند است.

برج مالزی بعد از برج مروارید در چین ، دومین برج در آسیا است و در دنیا چهارمین برج است

و سر در آن را اصفهانیها کاشیکاری کرده اند.

سطح درآمدها به هم نزدیک است.

مسابقات قرائت قرآن و نمایش طرز انجام مناسک حج از مواردی است که برای اولین بار مالزیها

ابداع کردند و به بقیه کشورهای مسلمان یاد داده اند.

بزرگترین جشنهای آنها عید فطر و قربان است.

ایرانیها را بسیار دوست دارند.

بسیار خونگرم هستند.

پیذیرش سنت و مدرنیته به صورت توام از ویژگیهای مردم مالزی است . خانمهای با حجاب و بی

حجاب در کنار هم کار می کنند. اما قواعد اخلاقی به شدت رعایت می شود. سیگار کشیدن در معابر

عمومی ممنوع است.

زبانشان مالزیایی است و انگلیسی در آنجا رایج است.

در مالزی قبایلی وجود دارند که دو نسل عقبتر آدم خوار بوده اند اما پس از 200 سال چنین پیشرفت

کرده اند.

به تحصیلات و خرید خیلی علاقمند هستند و مخصوصا اگر تحصیلات در انگلیس انجام شود بر خود

می بالند.

به خاطر پیشرفتشان بسیار متعصب و ناسیونالیستهای سختی شده اند.

از چهارسالگی انگلیسی را یاد می گیرند و در هفت سالگی باید دو زبان دیگر هم یاد بگیرند

جدیدا موجی از تغییرات در جوانها به وجود آمده است. جوانان به موسیقی خیلی علاقمند هستند.

ماها تیر محمد بنیادی جهانی برای مطالعات اسلامی و توسعه دارد که آقای مهاجرانی از مشاوران

اوست.

منبع:http://iranteravel.blogfa.com

ترکیه

ترکها از نژاد خاصی نیستند. آنها اختلاطی از آریاییها ، اقوام قبل از آریاییها ، قبایل ترکان مهاجر به

ویژه ترکهای عثمانی ، اعراب ، مردم شمال اروپا و یونان هستند.

ترکها با جمعیت 75000000 نفر یکی از سه کشور جوان دنیا ( ایران ، ترکیه ، مکزیک )

می باشد. ترکیه از نظر آب و هوایی ، نقاط کوهستانی و جنوب و شمال این کشور مثل ایران است.

فقط کویر ما را ندارد و از لحاظ سوق الجیشی کمی به سرزمین ما شباهت دارد.

امرار معاش بیشتر از طریق کشاورزی است و جدیدا خدمات و صنعت از جمله پوشاک و...به

اروپا صادر می کنند. در سال 2004 بیش از پانزده میلیون نفر از ترکیه به عنوان جهانگرد بازدید

کرده اند.

ترکها مقیم اروپا وقتی به کشورشان برمیگردند پول وارد کشورشان می کنند ( اما بیشتر پول خارج

می کنیم. )

روحیه غالب آنها ، روح نظامی است در پیمان ناتو نقش گوشت دم تانک را بازی می کنند. در وهله

اول احساس می کنید که بلند صحبت می کنند ولی بعدها عادت خواهید کرد.

قرابت سلیقه ای بین ایرانیان و ترکها بسیار زیاد است. اصل بسیاری از لغات ترکی استانبولی ،

فارسی است به ویژه اصطلاحات مذهبی مثل لب دریا ، آبدست ( =وضو ) بد دعا ( =نفرین ) ،

پیغمبر ( =پیغمبر ) نماز ( =نماز ) و...واژه هایی دیگر مانند ؛ آویزه ( لوستر ) خسته خانه

( بیمارستان )، همشیره ( پرستار ) عجز خانه ( دارو خانه ) چارشی ( چارسوق = پاساژ و... )

پس از مدتی در ترکیه احساس تنهایی نمی کنید.

ترکها حنفی مذهب هستند و ابوحنیفه ایرانی است. ( هم او بود که گفت اگر نمی توانید نماز را به

عربی بخوانید به فارسی ادا کنید. ).

آتاتورک اصالتا یونانی است و در سالونیک متولد شده است.

تنها سفر خارجی رضاشاه به ترکیه بوده است که مجسمه اش در یکی از میادین استانبول

هنوز وجود دارد.

رضاشاه از آتاتورک و امان الله خان ، پادشاه افغانستان ، از رضاخان تقلید کرد و هر یک نسبت

به مقدار تقلیدشان در تغییر جامعه موفق بوده اند.

ترکها کمتر به ایران  می آیند کمتر از 1 درصد توریستها ایران اهل ترکیه هستند و بیشتر توریستهای

ترکیه ایرانی هستند حدود 19 درصد.

مردم ترکیه از لحاظ سنتهای مذهبی محکمتر از عربها و ایرانیها عمل می کنند.

سخت کوشی و سخت زیستی را باید به روحیه نظامی گری ترکها اضافه کرد.

منبع:http://iranteravel.blogfa.com

فرانسه

فرانسه بزرگترین کشور اروپایی شرقی است با سواد ترین مردم در این کشور زندگی میکنند.پاریس مهد فرهنگ ودانش دنیاست مردم فرانسه بسیار احساساتی هستند زبان فرانسوی دومین زبان زنده ی دنیاست فرهنگ معاصرامروز، مدرن بودن خود را مدیون فرانسه است انقلاب کبیر فرانسه نقش مهمی در انقلاب صنعتی داشت ودنیا را متحول ساخت اولین جمهوری دنیا در این کشور به وجود آمد الجزایر، تونس و مرا کش در قدیم مستعمره ی فرانسه بوده اند ومردم این کشورهادر فرانسه زیاد هستند بیش از 30 نوع پنیر در فرانسه وجود دارد سر آشپز های فرانسوی شهرت جهانی دارند.موزه لوور در پاریس است که خیلی معروف است فرانسوی هاتعصب زیادی بر روی زبان خود دارند .رود خانه ی سن شهر پاریس را به دو قسمت تقسیم میکند در سمت چپ دانشگاه سوربون(که معروف ترین دانشگاه های دنیاست واز هر لحاظ خوب است) ،پارلمان و وزارت خانه ها،بلوار عریض ومشخص پاریس وبرج ایفل قرار دارد ودر دست راست خیابان معروف شانزالیزه قرار گرفته .این خیابان یکی از معروف ترین خیابان های دنیاست  ودر ردیف زیباترین خیابن ها قرار دارد.شانزالیزه از یک سو سر به میدان کنکورد واز طرف دیگه به طاق نصرت پاریس راه دارد .شیک ترین  فروشگاه های دنیا در این خیابان قرار دارد .پاریس یکی از بهترین سیستم های حمل ونقل دنیا را دارد در این کشور فرهنگ انعام دادن اصلا رایج نیست اما تا کسی ها 10 درصد اضافه تر از شما پول میگیرند.

منبع:http://joojooo1.blogfa.com

آداب و رسوم مرم ژاپن

1- احترام زیاد و خوشرویی و خوش برخوردی مخصوصا" با توریست و مهمانان خارجی   و لبخند بر لب داشتن  ویژگی   بارز   ژاپنی هاست ، همچنین ژاپنی  ها بسیار آراسته لباس می پوشند و بهداشت فردی را رعایت می كنند . افراد ژولیده و غیر آراسته بندرت  دیده می شوند   . همچنین تشخیص سطح اقتصادی و رفاه افراد از  لباسهایشان دشوار است و تقریبا" همه مرتب و شیك پوشند .


2- استفاده از دوچرخه ( در سنین مختلف   :پیری    ، جوانی، نوجوانی و خردسالی) در سطح شهر برای رسیدن به مقصد و یا  انجام خرید .جالب به نظر می رسید ،   مادری كه دو فرزند خردسال خود را در سبد  مخصوص  بچه  درجلو و عقب دوچرخه ( البته      مجهز به كمربند مخصوص ) گذاشته بود   و جهت خرید به  فروشگاه می رفت .


3- در جلوی سازمانها ، مغازه ها و فروشگاهها و پیاده رو ها  محل مخصوص پاركینگ دوچرخه تعبیه شده است .
 
4- فرهنگ یا علاقه به پیاده روی در ژاپن رایج است.


5- مشتری  مداری در ژاپن موج میزند.


6- سطح خیابانها و كوچه ها واقعا تمیز و بدون آشغال است . فقط ریزش  برگهای   زرد پاییزی   درختان ، در سطح   خیابانها و كوچه ها  مانند یك تابلوی نقاشی زیبا جلوه می نمود . جالب اینجاست كه كشور ژاپن   رفتگر  شهرداری  ندارد و آشغالها تنها   د و   روز   در   هفته  از خانه ها جمع آوری می گردد  . رمز پاكیزگی آنها در زیاد تمیزكردن  نیست بلكه در كثیف نكردن است . همچنین شهروندان   ژاپنی با پوشیدن لباس مخصوص خود ،   نظافت محیط اطراف زندگی خود را بعهده دارند .


7- به محض ورود و خروج مشتری به مغازه یا فروشگاه احترام خاصی با زبان و حركت دست و سر گذاشته می شود.


8- رعایت دقیق چراغهای قرمز و سبز در محل خط كشی عابر پیاده توسط مردم و عابران  .
 
9- رعایت دقیق قوانین راهنمایی و رانندگی توسط راننده های خودروها در سطح شهر و اتوبانها    ، مخصوصا"  رعایت فاصله   ایمنی( به اندازه طول یك ماشین بین خودروها)  در حال ایستا دن و رعایت همین فاصله  ایمنی  از خطوط عابر پیاده كاملا" مشاهده میگردید .


10- وقت شناسی دقیق و منظم ژاپنی ها

منبعhttp://1bartarinha.mihanblog.com

تاریخچه روز ولنتاین:


ادامه نوشته

روز 29 بهمن روز سپندار مذگان

کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از 3 قرن پس از میلاد- که از 20 قرن پیش از میلاد- روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۴ روز پس از ولنتاین فرنگی! این روز سپندارمذگان یا اسفندارمذگان نام داشته است. فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را 30 روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. روز پنجم سپندار مذ بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس و فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به عنوان نماد عشق می پنداشتند.

در باور ایرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است، در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مى کشانند. اگر مردان بدنه هواپیماى خوشبختى اند، زنان موتور آن اند که پیکره بى موتور و موتور بى بدنه هیچ کدام به تنهایى به اوج سعادت نمى رسند بلکه ذره اى حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است. اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.

امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن سپندارمذگان یا اسفندگان، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مرد‌گیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران» (=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی به کار رفته است.

گردیزی در کتاب زین­الاخبار نیز درباره­ واژه­ «مردگیران» اشاره کرده ­است که از این جهت این جشن را مردگیران می­گفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمی­گزیدند.سپندار مذگان جشن زمین و گرامی‌داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌کردند.

منبع:http://www.asriran.com